خفته را خفته کی کند بیدار ……

1 اوت 2007

مادلين آلبرايت: «امريکا تنها میدان دار در صحنه نیست» *

Filed under: Uncategorized — شهرام شیخ زاده @ 08:43

 


«Amerika kann nicht alles allein tun»

ديدگاه های مادلين آلبرايت وزيرخارجه دولت کلينتون درباره ی اشتباه های دولت بوش


شهرام شیخ زاده        Shahram Sheikhzadeh

گفت و گویی که برگردان آن در زیر تقدیم می گردد با خانمی صورت گرفته است که پس از هنری کیسینجر یکی از موفق- ترین وزیران خارجه ی ایالات متحده بوده است. برآیند تصمیم گیری های او سال ها سرنوشت بسیاری از انسان ها را در جهان رقم زده است. شناخت بهتر چنین فردی کمک به فهم بهتر تاریخ معاصر و شاید کمکی به پیش برد این ایده باشد که برای توفیق در جهان ما هم باید جهانی فکر و با زبان رایج بین الملل گفت و گو کنیم. نکته ی قابل تامل دیگر وابستگی افراد شبکه حاکم در امریکا همانند کشورهای دیگر از جمله کشورما بدون توجه به وابستگی حزبی شان به یک دیگر است که در این گفت و گو هم به آن اشاره شده است.

 

زندگی نامه

متولد ۱۹۳۷ در پراگ با نام ماریا یانا کوربلووا. مهاجرت به لندن و سپس امریکا در پی تهاجم نازی ها. پدرخانم آلبرایت دیپلمات سابق پروفسور وزف کوربل استاد علوم سیاسی دانشگاه Denver امریکا بوده است. خانم کاندولیزا رایس از جمله شاگردان پدرخانم آلبرایت بوده است.

خانم آلبرایت از تبار یهودی خود سال ها ناآگاه بود. وی در ١٩٩٦ پی برد که پدر و مادر بزرگ او در آشویتس جان باخته اند.

او مادر سه دختر است و سال ها مشاور رییسان جمهور دمکرات امریکا بوده است. او در کابینه ی بیل کلینتون ابتدا به عنوان سفیر امریکا در سازمان ملل متحد و در ١٩٩٧ به عنوان نخستین خانم در پست وزیر امور خارجه امریکا خدمت کرده است. اکنون وی مدیریت یک موسسه ی مشاوره ی سیاسی در واشنگتن را بر عهده دارد.

– خانم آلبرایت آخرین بار کی با جانشین شغلی خود خانم رایس ملاقات و گفتگو کرده اید؟

* کمی پیش از نامزدی او برای این پست ما همدیگر را در یک میهمانی شام ملاقات کردیم. ما یکدیگر را از سال ها پیش به خاطر پدرم می شناسیم. او در دانشگاه دنور شاگرد پدرم بود.

– بایستی کلاس های درس پدر شما، مهاجری از چکسلواکی، بسیار خانم رایس را مجذوب کرده باشند. او تحصیلات موسیقی اش را رها کرد تا تا خود را یکسره وقف مطالعات سیاسی شوروی شناسی کند.

* از این سال ها می گذرد. اما من کاملا به یاد دارم که هنگامی که پدرم در ١٩٧٧ فوت کرد در مراسم یادبود او این شیفتگی چگونه بود. همه جا پر از دسته های گل و پیام های تسلیت بود. در میان همه ی این ها یک ظرف سرامیک به شکل پیانو و پر از گل چشم گیرتر از همه بود. من از مادرم پرسیدم که چه کسی این پیانو را فرستاده است و او پاسخ داد از سوی دانشجوی برگزیده و محبوب پدرت، کاندولیزا رایس.

– آیا شما با هم در تماس ماندید؟

* ده سال پس از آن من در جستجوی یک مشاور امور خارجی برای مبارزه انتخاباتی کاندیدای ریاست جمهوری از حزب دموکرات، مایکل دوکاکیس، بودم و با او تماس گرفتم. او پاسخ داد که:» من باید به آگاهی شما برسانم که من یک جمهوری خواه هستم.» من متعجب شده بودم و پرسیدم چگونه چنین چیزی ممکن است؟ ما هردو می توان گفت فرزندان (معنوی) یک پدر هستیم. سال ها پس از آن هر دوی ما به این موضوع می خندیدیم.

– شما به جانشین خودتان در مقام وزارت خارجه چه توصیه ای کرده اید؟

* من به او گفتم که او بهترین شغل دنیا را دارد. من هم چنین به او گفتم که سیاست خارجی بایستی از سیاست حزبی مستقل بماند و این که در این پست، این یک نکته ی مثبت است که یک خانم باشی.

– این نکته چیست؟

* این شاید عجیب به نظر برسد اما این بسیار آسان تر است که به یک خانم به عنوان وزیر خارجه سلام بدهید. در این حالت به انسان یک دسته گل بزرگ هدیه داده می شود و حتا گاهی یک روبوسی دوستانه موردی است که پیش می آید. یک خانم در برابر شما به شما بیش تر و طبیعی تر حس دوستانه و مودبانه را می دهد. در این حالت روابط را برقرار کردن آسان تر است یخ میان طرفین زودتر آب می شود. اما در هر حال لحظه ای هم هست که انسان بر سر میز مذاکره می نشیند و بعد مرد یا زن بودن کاملا بی تفاوت می شود.

– پر قدرت ترین مرد دنیا، جرج بوش، هفته ی آینده سفر اروپایی خود را آغاز خواهد نمود. جهان بایستی در دوره دوم ریاست جمهوری او منتظر چه پیشامدی باشد؟

* در این لحظه می توان فقط حدس هایی زد. اما سخن رانی آغازین دومین دور ریاست جمهوری او بسیار مهم بود. او مدت ها روی آن کار کرده بود.

– او از دمکراسی و صلح درجهان صحبت کرد و این که به خودکامگی و دیکتاتوری ها پایان داده شود.

* بله این دیدگاه و نقش وﮋﯾه ایالات متحده در آن ادامه خواهد یافت. هر چند بسیار خیال برانگیز به نظر می رسد. اما پرسش این است که آیا چنین واگانی با عمل همراه خواهند شد؟ واقعیت بسیار متفاوت به نظر می رسد.

– برای ما این ها واگان از پیش نوشته شده ی آشنایی هستند: رهبری امریکا، تهدیدهای ناملموس، تغییر ریم…..

* با زور نمی توان به دمکراسی رسید. این در درون خود تضاد می پرورد. می توان دمکراسی را فقط عرضه کرد. الیته بوش و تیم او در چهار سال گذشته بسیاری چیزها را آموخته اند. از جمله ی این چیزها آن است که انسان باید با دیگران بسیار متفاوت از چهار سال گذشته رفتار کند. بنابراین رفتار تغییر می کند. این همیشگی است.

– رفتار شاید تغییر کند، اما آیا با آن محتوا هم تغییر می کند؟ معاون رییس جمهور، دیک چنی، به صراحت درباره ی یک حمله ی نظامی متحدتان اسراییل بر علیه ایران نقشه می کشد.

* من می توانم نگرانی و بی اعتمادی اروپاییان را درک کنم. از کاخ سفید واقعا علایم متفاوت و متضادی می رسند. از سوی دیگر از خانم رایس می شنویم که یک حمله ی نظامی در این زمان انتخابی ناشدنی است. من هم اعتقاد ندارم که جنگی رخ دهد.

– چه چیزی شما را چنین مطمئن می کند؟

* پرزیدنت بوش شاید فهمیده باشد که یک جانبه گرایی محدودیت های خود را دارد. انسان نمی تواند همه ی کارها را، حتا برای یک بار، به تنهایی انجام دهد. امریکایی ها هم همین طور. ما هم به کمک نیاز داریم. این واقعیت، که ایران احتمالا در حال ساختن جنگ افزار هسته ای است، فقط مشکل امریکا نیست. این مشکل اروپا هم هست. آرزوهای هسته ای ایران بایستی متوقف شوند. این یک همکاری واقعی میان اروپا و امریکا را می خواهد. ایرانی ها تلاش می کنند که اتحاد ریشه دار ما را از میان ببرند و زمان برای خود به دست بیاورند.

– کشور شما نخواسته است که یک بار هم در گفت و گوها شرکت کند. یک همکاری واقعی چگونه باید باشد؟

* انسان بایستی یک تغییر نقش را بپذیرد. امریکا هم باید بازتر عمل کند و به ایران یک دورنما نشان دهد. در صورتی که این کشور از جنگ افزارهای هسته ای چشم پوشی کند و از تروریسم هم از این پس حمایت نکند، می توانیم ما و شما یک گفتمان را با او آغاز کنیم. هم زمان اروپاییان بایستی بسیار مستحکم تر بایستند.

– منظور شما از بسیار مستحکم تر چیست؟

* اروپاییان باید روشن کنند که اگر ایران کوتاه نیاید بایستی در انتظار پیامدهای جدی سیاسی و اقتصادی باشد. اروپا کم تر باید با برگ پاداش و جایزه بازی کند. اروپا باید آماده باشد که اقدام های جدی تری را انجام دهد و مثلا با تحریم های تجاری تهدید کند.

– و یا با شورای امنیت؟

* البته امریکایی ها این را مدت هاست که می خواهند. چرا که ایرانی ها نشان داده اند که دنیا را فریب داده اند. آن ها با زمان بازی می کنند. ما در یک وضعیت واقعا سخت و غیر قابل تصور قرار داریم و باید با هم همکاری کنیم. ما شانس دیگری نداریم. ایران به عنوان یک قدرت هسته ای می تواند یک تهدید واقعی باشد.

– اما عراق هم یک تهدید واقعی شمرده می شد. و حالا هم دولت بوش برای انتخابات آزاد در آن جا جشن می گیرد، هر چند این دلیل حمله به عراق نبود.

* این واقعیت دارد. جای هیچ بحثی نیست که مردم عراق خودشان کار بسیار بزرگی کرده اند و هیچ کس از پی صدام اشکی نمی ریزد. اما اجازه دهید به یاد بیاوریم که در روز انتخابات در تمام کشور اتفاقی نیفتاد. همه چیز کاملا محفوظ بود. تاریخ یک عراق دمکراتیک از آن روز شروع شد. بدون توجه به آن چه که درباره ی این جنگ و درباره ی بوش گفته می شود. ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که این دمکراسی کار کند.

– شما خودتان هم اما می گویید که وضعیت در عراق بسیار بدتر از ویتنام در زمان خود است.

* این جنگ موقعیت بسیار سردرگمی را در عراق و در تمام منطقه پیش آورده است. روند موجود می تواند تمامی خاورمیانه را بی ثبات کند. امریکا چنین جنگی را شروع کرد. این یک تصمیم گیری آزادانه بود. ما می بایستی آن را انجام نمی دادیم. الان اما ما راه دیگری نداریم. ما مجبوریم عراق را یک نمونه ی موفق کنیم. در این راه ما به کمک اروپایی ها و آلمان ها نیاز داریم.

– آلمانی ها چه کار می توانند بکنند؟

* بسیار بیش تر از آن چه تاکنون کرده اند. کمک های اقتصادی و کمک در بازسازی از آن جمله هستند. پیش از هرچیز بایستی در امر آموزش نیروهای ارتش عراق و نیروهای امنیتی کمک شود. این امر بایستی تسریع شود. در حال حاضر تنها منبع تامین کننده امنیت در آن جا ارتش امریکاست.

– آیا باید اروپاییان مداخله نظامی کنند؟ مثلا در چارچوب ناتو؟

* برای عراق اعتقادی به ماموریت سربازان ناتو ندارم. هر نیروی نظامی خارجی در عراق همانند امریکایی ها مانند یک اشغال- گر دیده خواهد شد،

– چه تاثیری می تواند آتش بس میان فلسطینی ها و اسراییلی ها در منطقه داشته باشد؟

* آیا می دانید که در چهار سال پیش ما چقدر به پیش رفته بودیم؟ در آن زمان ما درباره ی یک صلح واقعی گفت و گو می کردیم….

– گفت و گوهای کمپ دیوید می توانستند یک موفقیت شایان توجه برای ریاست جمهوری بیل کلینتون و برای هدف های شما به عنوان وزیرخارجه باشند.

* دو هفته ی تمام آن زمان من در کمپ دیوید زیر باران راه رفتم. ما تقریبا به یک جمع بندی برای یک توافق نامه ی صلح رسیده بودیم. اکنون ما برای آتش بس جشن می گیریم. این مهم است اما این فقط یک گام کوچک است. انسان ها در عراق و هم چنین در فلسطین بایستی حس کنند که زندگی شان بهتر می شود. این که چیزی برای خوردن دارند و این که آموزشگاه ها و اشتغال وجود دارند. دمکراسی باید این ها را برای مردمان بیاورد. ما بایستی همگی به فلسطین، مثلا در رشد و توسعه ی باریکه ی غزه، کمک کنیم. چهار سال تمام امریکایی ها خود را درگیر موضوع نکردند. اما باید الان چنین کنند. بدون امریکا این امر شدنی نیست.

– شما بزرگ ترین تهدید برای دنیا را توسعه ی غیر مجاز جنگ افزارهای کشتار جمعی می دانید. آیا این خطر را بزرگ تر از خطر تروریسم بنیادگرا می دانید؟

* این تلفیقی از این دو است. چرا که در دنیا این گونه جنگ افزارها همانند یک بازار پرسود در حال توسعه هستند و گروه های تروریست می توانند در این بازار به همه چیز دست رسی پیدا کنند. این برای ما یک مشکل و مبارزه بزرگ است.

– اکنون هم که کره شمالی به صورت رسمی تایید کرده است که دارای بمب هسته ای است. آیا برای شما یک شمارش معکوس میان پرزیدنت بوش و دیکتاتور کره کیم یونگ ایل شروع شده است؟

* کره شمالی امروز خطرناک ترین جای زمین است. این کشور احتمالا شش تا هشت بمب هسته ای و توانایی تولید آن را دارد. کره شمالی از مورد عراق درس گرفته است. این گونه در ذهن ها جا افتاده است که ما به کشورهایی که بدون جنگ افزارهای هسته ای هستند حمله می کنیم و کسی که چنین بمبی دارد در امان است. پس چرا نباید هر چه زودتر چنین جنگ افزاری را تهیه کرد؟

– کره شمالی هم سال ها جهانیان را فریب داده است.

* البته، اما انسان قراردادهای محدودیت جنگ افزار را نه با دوستان اش ، بلکه با دشمنان اش منعقد می کند. من با کیم یونگ ایل ملاقات کرده ام. ما دوازده ساعت تمام گفت و گو کردیم. او کلا چیزی از دمکراسی نمی خواهد بداند. اما او قطعا دیوانه هم نیست. اطلاعات این گفت و گوها را من به جانشینان خودم، کالین پاول و کوندولیزا رایس داده ام. با ا ین وجود کابینه ی بوش این گفت و گوها را متوقف نمود. این کوتاهی در تلاش ما را سال ها به عقب برده است و این خطرناک است. به وﮋﯾه هنگامی که فردی که برای نخستین بار دارای جنگ افزار کشتار جمعی است می تواند بخشی از آن و یا پلوتونیوم مورد نیاز را در بازار سیاه و یا به تروریست ها بفروشد.

– کره شمالی فقط گفت و گوی رودررو با امریکا را می پذیرد بدون سایر چهار کشوری که تاکنون در این گفت و گوها بوده اند.

* چین، روسیه و سایر کشورها می توانند در این زمینه قطعا به این کشور فشار وارد کنند. اما امریکایی ها مجاز نیستند مقابله با چنین خطر بزرگی را که برای امنیت ملی ما وجود دارد به دیگران بسپارند. کره شمالی می خواهد بی قید و شرط سوی امریکا به رسمیت شناخته شود. برای تحقق این امر بایستی از بمب های هسته ای و برنامه ی موشکی دوربرد خود چشم پوشی کند. حتا این امر بایستی قابل کنترل های بعدی باشد.

– آیا از دید شما امریکا کماکان همان ملت نادیده ناگرفتنی است که شما یک بار نام بردید؟

* بدون شک. ما توانایی آن را داریم که نیروی خود را به صورت چندجانبه به کار ببریم. ما باید چه بخواهیم و چه نخواهیم باید نسبت به بقیه جهان احساس مسئولیت کنیم. ما یک کشور غنی و دمکرات هستیم و به همین دلیل هم احساس مسئولیت می – کنیم. ما می توانیم نه فقط یک جنگ را به راه بیندازیم بلکه می توانیم به انسان ها کمک کنیم. بله ما غیر قابل چشم پوشی هستیم. اما این هم به آن معنا نیست که ما به تنهایی می توانیم تمام کارها را بکنیم. بله ما یک کشور استثنایی هستیم، اما این به آن معنا هم نیست که ما بخواهیم برای ما استثنا قایل شوند. ما باید در چارچوب قوانین بین الملل رفتار کنیم. ما حق نداریم برای خود حق وﮋﯾه ای درخواست کنیم.

——————————

 

 

*- منبع: اشترن Stern مورخ : 22.02.2005

 

با عنوان «Amerika kann nicht alles allein tun»

 


نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: